تعلیم و تربیت و  عقب ماندگی ایران  (قسمت سوم )

در قرون وسطي اروپائيان در جهل و بي خبري به سر مي بردند در مدارس آن ها که اسکولاستيک ناميده مي شود بيشتر مباحث عبارت بود از نقل آراء بزرگان يونان، براي کتاب هاي قديمي و نقل مطالب مندرج در آن، بحث و تبادل نظر پيرامون مسائلي نظير اينکه پيش از خلقت آدم فرشتگان کجا منزل داشتند؟ ابعاد فيزيکي فرشتگان چقدر است؟ و طول قد حضرت آدم به هنگام هبوط چقدر بود؟...
اما حرکت هاي علمي وداهيانه و پيگير فرانسيس بيکن و رنه دکارت اروپائيان را از انزواي علمي خارج کرد. رنه دکارت کتاب احياء العلوم را نوشت و به روش پيشينيان در آموزش خط بطلان کشيد. و راه و رسم جديدي را پيش روي دانش پژوهان قرار داد که مشخص ترين آن عدم اعتماد و اطمينان به سخن پيشينيان بود. رنه دکارت با اينکه در ايام جواني در رديف دانشمندان زمان خود قرار گرفت، شجاعانه در آموخته هاي خود ترديد کرد و بر آن شد که با انديشه شخصي خود کسب علم و معرفت نمايد. « رساله گفتار » رنه دکارت تقريباً بيان کوششي است که در اين راه طولاني به عمل آورده است. در اين رساله رنه دکارت مي گويد، افراد بشر همه داراي عقل و خرد مي باشند يعني همه اين وسيله کسب علم و دانش را در اختيار دارند. اما به دليل آن که همگان اين وسيله را يکسان و درست به کار نمي برند، گمراه مي شوند. تنها کساني مي توانند به حقيقت علم برسند که روش صحيحي را در« راه بردن عقل » به کار گيرند.
دانشمند انگليس فرانسيس بيکن و حکيم فرانسوي رنه دکارت کوشيدند که اصولي را به دست دهند که کشف مجهولات ميسر گردد، دستورات بيکن تقريباً روي تجربه و مشاهده تأکيد دارد در حالي که دکارت بيشتر روي روش درست به کار بردن عقل تکيه دارد. اما در واقع اين دو دستور نه تنها با هم منافات ندارند بلکه مکمل يکديگرند، در عمل نيز هر دو در فعاليت هاي علمي خود، هر دو دستور را بکار برده اند.
اين دوکوشيدند دانش پژوهان را ترغيب کنند که در راه کسب معرفت با پاي خود گام بردارند و به عصاي ديگران تکيه نکنند.
تحقيقات علمي رنه دکارت بيشتر تفکر و تجربه شخصي بود، چنانچه خود او گفته است « همواره کتاب جهاني را مطالعه مي کرد، کار او سير تأمل در آثار طبيعت و چگونگي خلقت بود، يکي از دوستانش حکايت کرده است که روزي به ديدن او رفته بودم، خواهش کردم کتابخانه خود را به من نشان دهد، او مرا به پشت ساختمان برد، ديدم گوساله اي را پوست کنده براي تشريح آماده کرده بود، گفت : بهترين کتابها که غالباً مطالعه مي کنم از اين نوع کتاب ها است.
فرانسيس بيکن تخستين کسي است که بر پيکر جهل علم نماي اسکولاستيک زخم کاري زد روش بيکن مشاهده و تجربه و جمع آوري مواد بود، او معتقد بود براي استخراج قواعد بايد نهايت دقت و تأمل را بکار برد و به نقل قول و روايت اعتماد کرد. بلکه فرد شخصاً بايد به مشاهده و تجربه و تحقيق بپردازد و در استخراج کليات نيز نبايد شتابزده عمل کند. در موقعي که فرد مشغول تجربه مي شود، نبايد به حافظه خود اعتماد کند بايد نتايج مشاهدات خود را ثبت نمايد و سپس طبقه بندي کرده و جدول هاي مناسبي را تنظيم سپس به نتيجه گيري بپردازد در نتيجه گيري نيز مي گويد : پس از تأمل بسيار و زير و رو کردن مواد جمع آوري شده، آنچه به راستي با واقعيت مطابق و قابل استفاده است مي گيريم و باقي را دور مي اندازيم و هرگز در مسير علم شتاب و بلند پروازي نمي کنيم.
البته مي دانيد که مردم اروپا کم کم از خواب بيدار شدند روش هاي جديد را در کسب علوم و فنون به کار گرفتند غير از کشاورزي به صنعت هم روي آوردند و در اين راه پيشرفت فوق العاده اي کردند. مصنوعات زيادي را توليد و سپس به فکر افتادند که مواد خام را از کشورهاي ديگر وارد کنند و معادن خود را حفظ کنند درِ چاههاي نفت خود را بستند و نفت ديگران را به ارزان ترين قيمت خريدند بدين ترتيب کشورهاي ديگر مخصوصاً کشورهاي جهان سوم، عقب مانده و مسلمان را هدف قرار دادند، منابع ايشان را به غارت بردند و مصنوعات خود را با قيمت هاي گزاف به همان ملت هاي غارت شده تحميل کردند.
و اين بيداري مغرب زمين از زماني شروع شد که، در خواب رفتيم، به خود مشغول شديم و به وسيله ايادي استعمار ( دشمنان دانا ) و دوستان نادان گاهي به آخرت گرايي مطلق دعوت مي شديم ناصرالدين شاه امتياز احداث راه آهن و ترامور و بهره برداري از کليه معادن و منابع ( به جز طلا و نقره و سنگ هاي قيمتي ) و بهره برداري از جنگل ها و احداث قنوات و کانال هاي آبياري به مدت 70 سال و اداره گمرکات و حق صدور همه نوع محصولات به ايران به مدت 25 سال به يک نفر يهودي انگليسي به نام « بارون جوليوس دوريتر » سپرد. باري ايران اسلامي ما از جمله کشورهاي ستمديده است.
راه چاره همانگونه که اشاره رفت به صورت پيشنهادي زير است :
1 – بپذيريم کشوري هستيم عقب مانده و نه در حال توسعه، زيرا هنوز نتوانسته ايم از يک سو در مقابل بلا يايي همچون سيل و زلزله و برآمدگي آب دريا و ... مقاومت کنيم و ايمن باشيم و از سوي ديگر نتوانسته ايم دردهايي همچون فساد، دروغ، جهل و بي سوادي و خرافه پرستي و سرپيجي از قانون و ... را ريشه کن کنيم.
2 – شديداً باور داشته باشيم که مي توان با بهره گيري صحيح از امکانات خود و با جهاد و تلاشي و کوششي شبانه روزي و توکل بر خداي دانا و توانا گذشته را جبران نموده و به کشوري پيشرفته رسيد. بدانيم که چند عملي جراحي شگفت انگيز که در نقاط مختلف کشور به وسيله جراهان زبردست ما انجام مي گيرد و نيز درخشيدن چند دانش آموز در المپيادهاي فيزيک، رياضي، شيمي، کامپيوتر در سطح جهان گرچه موجب افتخار ملي و مذهبي ما است اما دليل بر پيشرفت پزشکي يا آموزشي، نيست، بلکه وقتي در اين زمينه ها پيشرفت کرده ايم که، بهداشت عمومي تا آنجا بالا رود که محيط کوچه و خيابان و دشت و جنگل و رود و کوه غير و بهداشتي و عاري از ميکروب گردد و آمار بيماران به شدت نقصان پذيرد. و در عوض بيمارستان هاي مجهز تأسيس کنيم و نيز در زمينه آموزش تعداد قابل ملاحظه اي از دانش آموزان، مفاهيم اصلي فيزيک، رياضي، شيمي، و کامپيوتر را خوب درک کنند و بينش علمي پيدا نمايند. و قادر باشند دانش خود را در حل مسائل فردي و اجتماعي، فني و صنعتي به کار گيرند.
3 – قوه دفع را به قوه جذب تبديل کنيم و همه را براي کار بيشتر و توليد انديشه و فکر قوي تر، جديدتر و برتر تشويق کنيم. در هر کاري از متخصصين همان رشته بهره گيري کنيم که حضرت علي عليه السلام فرمودند : « وا ستعينوا في کل صناعه باهلها » يعني در هر کاري از متخصص آن بهره بگيريد.
4 – اختلاف سليقه را در روشها و مديريت ها يک مسئله عادي و طبيعي تلقي کنيم و بدانيم در فعاليت هاي گروهي تحمل آراء مخالفين اولين شرط همکاري و همگاني با ديگران مي باشد. همه همگام و همدل براي رسيدي به اهداف مقدس آموزش و پرورش کوشا باشيم.
5 – بدانيم تنها و تنها در سايه يک آموزش و پرورش نيرومند مي توانيم صاحب همه چيز بشويم و بر عکس اگر همه چيز داشته باشيم و فاقد آموزش و پرورش صحيح باشيم، همه چيز را از دست خواهيم داد.
6 – سعي کنيم مانند احداث کتابخانه هاي عمومي، احداث آزمايشگاههاي علوم جهت دانش آموزان و علاقه مندان را يک فعاليت جدي صد در صد ضروري تلقي کرده، مردم را تشويق کنيم که حداقل در کنار هر کتابخانه يک آزمايشگاه عمومي علوم نيز احداث نمايند.
7 – به معلمان خود کمک کنيم تا درس علوم را تنها همراه با آزمايش تدريس نمايند و در آزمايشگاهها را حتي بعد از تعطيل شدن مدارس به روي دانش آموزان علاقمند و خوش استعداد خود بگشائيم تا آنچه از علوم مطالعه مي کنند همراه با عمل باشد زيرا زير بناي تحقيق در علوم همين اجراي آزمايش ها مندرج در کتب درسي از آسان به مشکل است .
8 – براي کساني که در احداث و تجهيز آزمايشگاه ههاي عمومي و همچنين اجرا و آموزش عملي دروس علمي تلاش مي کنند ارج و اعتبار ويژه اي قابل شويم.

a.dehkordi

www.iranika.ir