میرزا حسن رشدیه (1322-1229 هـ ش) متولد تبریز از چهره های فراموش
نشدنی فرهنگ ایران ، نمونه ایست از پایداری ، شجاعت و درایت كه عمر خود را صرف
دگرگونی شیوه آموزش در ایران كرد. با اینكه كهنه پرستان ، سنت گرایان
و تاریك اندیشان بارها با او به شدت مخالفت و حتی قصد جان او را كردند و در مسیر
تلاش های او در تاسیس مدارس جدید در ایران ، مشكلات زیادی ایجاد
نمودند و پی در پی مدارسی كه توسط او تاسیس می شد، تخریب می كردند ، اما او از پای
ننشست و با تاسیس مدارس جدید ، سنگ بنای آموزش و پرورش نوین را در ایران استوار
ساخت. او وصیت كرد: مرا در جایی به خاک بسپارید که هر روز شاگردان مدارس از روی
گورم بگذرند و روحم شاد شود 1
جیمز. كلارك. ماكسول در سیزدهم نوامبر سال 1831 در ادینبرای اسكاتلند متولد شد از كودكی به ریاضیات و فیزیك علاقه فراوان داشت از سال 1841 ماكسول در فرهنگستان ادینبرا حضور می یافت و در آنجا با لوئیس كمبل زندگینامه نویس و دانش پژه افلاطونی و دوست تمام عمر دیدار می كرد در 1847 وارد دانشگاه ادینبرا شد و تحت تأثیر جیمز دیوید فاربز و سر ویلیام همیلتن قرار گرفت در 1850 به كمبریج رفت و زیر نظر معلم خصوصی بزرگ ویلیام هاپكنز به تحصیل پرداخت و همچنین تحت تأثیر استوكس و ویلیام هیوئل واقع شد او در سال 1854 از تحصیل فراغت یافت و در سال 1855 به عضویت ترینیتی برگزیده شد ماكسول از سال 1856 تا 1865 استادی كالج مارشال در ابردین و كالج كینگ در لندن را عهده دار بود آنگاه از كارهای منظم دانشگاهی كناره گرفت تا به نگارش اثر معروفش «رساله ای درباره برق و مغناطیس» بپردازد در 1871 به عنوان نخستین استاد فیزیك تجربی در كمبریج منصوب شد و نقشه آزمایشگاه كوندیش را طرح كرد و آن را گسترش داد ماكسول علاوه بر پژوهشهای انقلابی در برق مغناطیس و نظریه جنبشی گازها كه نام وی را در تاریخ علم جاودان ساختند خدمات قابل توجه دیگری در چندین زمینه انجام داد.
نیلز هنریك دیوید بوهر در سال 1885 و در
كپنهاك دانمارك به دنیا آمد. پدر او كریستیان بوهر استاد فیزیولوژی دانشگاه كپنهاك
و مادرش اِلن آلدر بوهر دختر یك خانواده یهودی دانماركی سرشناس در مراكز بانكی و پارلمانی
بود. خانواده بوهر كلیسا رو نبودند ولی زن خانواده برخلاف یهودی بودنش توافق كرده بود
كه بچه ها مسیحی بار آورده شوند. بوهر در سال 1903 در رشته فیزیك دانشگاه كپنهاك نام
نویسی كرد. در دانشگاه نیلز با انجام آزمایشهایی درباره نیروی كشش سطحی آب و اندازه
گیری آن نیرو خود را ممتاز كرد و توانست به پاس انجام آن كار مدال طلای آكادمی علوم
و ادبیات دانمارك را به دست آورد. وی در سال 1911 با نوشتن تزی درباره نظریه الكترونی
فلزات- كه تأكید آن بر نارسایی های فیزیك كلاسیك درتوضیح رفتار ماده در سطح اتمی بود-
درجه دكترای خود را دریافت كرد. نوشتن آن تز آغاز تمركز اندیشه وی بر روی موضوع تحقیق
بقیه دوره زندگی خود بود. بوهر در انگلستان پس از همكاری مختصری با ج.ج. تامسون در
كمبریج رهسپار آزمایشگاه رادرفورد در منچستر شد. داشتن رابطه با رادرفورد سرمشق حیات
علمی بعدی او شد. آن دو از همان نخستین ملاقات با یكدیگر دوست شدند و تا پایان عمر
دوستانی نزدیك باقی ماندند. در واقع رادرفورد بود كه بوهر را به بالاترین تراز پژوهش
در زمینه فیزیك آورد. بوهر كه در درك اهمیت نظری شگرف و ارزش انكشافی الگوی هسته ای
اتم كه در سال 1910 توسط رادرفورد عرضه شده بود- ذهنی تند و تیز داشت از آن استفاده
كرد تا نكات ریز را روشن سازد:
1- خواص شیمیایی یك اتم از جمله جای آن در جدول تناوبی بستگی به آرایش
الكترونهای آن دارد.
2- خواص رادیواكتیو (پرتو زا) با هسته مرتبط است.
3- ایزوتوپها متناظرند با اتمهایی كه دارای الكترونهای یكسان اما هسته
های جرمی متفاوتند.
4- فروپاشی پرتو زا بار هسته و در نتیجه تعداد الكترونها و هویت شیمیایی
اتم را تغییر می دهد.
نیكلاس اوگوست اوتو / سال ولادت و فوت : 1891-1832 میلادی / ملیت : آلمانی
موتور درونسوز یك وسیله گردنده است كه در فایف موتوری و
موتورسیكلتها كاربرد دارد. علاوه بر موارد استعمال فراوان آن در صنعت، اختراع
هواپیما بدون استفاده از آن غیر ممكن بود. تا قبل از پرواز اولین هواپیمای جت در
سال 1939، نیروی محركه تمام هواپیماها در واقع توسط موتورهای درونسوز كه چرخهكار
آنها بر مدار اوتو بودف تأمین میشد. امّا مهمترین مورد كاربرد موتورهای درونسوز
استفاده ازآنان در اتومبیلها است.
فورد كه در «دیر بورن» میشیگان متولد شده بود هیچگاه
به دبیرستان نرفت. او پس از خاتمه تحصیلات دبستانی به عنوان شاگرد ماشین كار در
دیترویت به كار پرداخت. سپس تعمیر كار و سرانجام استادكار شد. هنگامی كه در سال
1885 كارل بنز و گوتلیب دایملر، هر كدام مستقل از دیگری، اتومبیل خود را اختراع
كرده و روانه بازار كردند فورد جوانی بیست و دو ساله بود. «كالسگه بدون اسب» خیلی
زود توجه فورد جوان را به خود جلب كرد. در سال 1896 اولین اتومبیلی را كه خود
طراحی كرده بود، ساخت اما علی رغم استعدادی كه داشت اولین و دومین اقدام او در كسب
و كار با شكست مواجه گردید. اگر فورد در چهل سالگی مرده بود اكنون از او تنها به
عنوان مردی شكست خورده یاد میشد.