هـمـیـشه خـردمنـد امیــدوار
نبیند به جز شادی از روزگار
«فردوسی»
«پاك كردن ذهن»
شما با لباسهای بیرون به رختخواب نمیروید، اما
برخی از مردم با ذهنی پُر از غم به خواب میروند و بعد شكایت میكنند كه خوب
نخوابیده و روز بعد خسته هستند.
خیاطی میگفت: «اگر شبها جیبهای لباسها را
خالی كنید، لباسها زیباتر به نظر میرسد و بیشتر عمر خواهند كرد. بنابراین، من
قبل از خواب، اشیایی مانند چاقو، خودكار، پول خُرد و دستمال را از جیبم در میآورم
و آنها را مرتب روی میز میگذارم.چیزهای زایدی مثل خرده كاغذ و ... را به درون
سطل زباله میریزم. با این كار، احساس میكنم كه همه چیز تمام شده و بار آنها را
از ذهنم خارج گردیده است.
همفری دیوی دانشمند انگلیسی در هفدهم دسامبر سال 1778 در پنزانس انگلیس به دنیا آمد. دیوی پسر ارشد خانواده اش بود كه از طبقه متوسط جامعه بودند. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه گرامر كه در نزدیكی پنزانس بود آغاز كرد و آغاز تحصیلاتش در سال 1793 بود. دیوی هنگامی كه نزدیك داروفروش جراح شاگردی می كرد برنامه خودآموزش شامل الهیات، جغرافیا، هفت زبان و تعدادی موضوعهای علمی برای خود طرح ریزی كرد. به مطالعه فلسفه پرداخت و از طریق آثار نیكلسون و لاووازیه شیمی آموخت. او بسیار مهربان و سرزنده بود و قوه تخیل قوی داشت. او دوستدار تركیب كردن كلمات برای ساختن شعر بود. همچنین آتش بازی، ماهیگری، دویدن و جمع آوری مواد معدنی از دیگر تفریحات او بود. یكی از عادات و علایقش بود كه یك جیبش را با قلاب ماهیگیری پر كند و جیب دیگرش را با نمونه های سنگ كه جمع كرده بود. او هرگز علاقه قلبیش به طبیعت را از دست نداد. در جوانی بسیار بی ریا و ساده دل بود. او با دیویس ژیلبرت دوست صمیمی بود. بعدها ژیلبرت (رئیس جمهور جامعه سلطنتی) (30-1827) به او پیشنهاد داد كه از كتابخانه اش استفاده كند و به او یك لابراتوار شیمی داد كه در آن دوران بسیار نادر و عالی بودو او در آنجا با طبیعت گرما، نور و الكتریسیته آشنا شد. او در لابراتوار كوچكش گاز نیترواكسید (گاز خنده آور) را آماده و استنشاق كرد و ادعا كرد كه این گاز خواص بیهوش كننده دارد.
مقدمه: یكی از عجیب ترین كشفیات انسان دسترسی به فضا است كه پیچیدگی و مشكلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا كه باید با بسیاری از مشكلات روبرو شد. مثلا: - وجود خلا در فضا - مشكلات گرما و حرارت - مشكل ورود مجدد به زمین - مكانیك مدارها - ذرات و باقی مانده های فضا - تابش های كیهانی و خورشیدی - طراحی امكانات برای ثابت نگه داشتن اشیا در بی وزنی ولی بزرگترین مشكل ایجاد انرژی لازم برای بالا بردن فضاپیما از زمین است كه برای درك این موضوع باید به بررسی طرز كار موتورهای موشك پرداخت. در یك دیدگاه ساده، می توان موتورهای موشك را به آسانی و با هزینه ای نسبتا كم طراحی كرد و حتی آن را به پرواز درآورد اما اگر بخواهیم مسئله را در سطح كلان بررسی كنیم با مشكلات و پیچیدگی های بسیاری مواجه هستیم و این موتورهای موشك (و به خصوص سیستم سوخت آن ها) آنقدر پیچیده است كه تا به حال تنها سه كشور توانسته اند با استفاده از این فناوری انسان را در مدار زمین قرار دهند. در این مقاله ما موتورهای موشك های فضایی را مورد بررسی قرار می دهیم تا با طرز كار و پیچیدگی های آن ها آشنا شویم. نكات پایه ای: عموما وقتی كسی درباره موتورها فكر می كند، خود به خود مطالبی درباره چرخش برایش تداعی می شود.برای مثال حركت متناوب پیستون در موتور بنزینی كه انرژی چرخشی برای به حركت در آوردن چرخ ها را تولید می كند. و یا موتور الكتریكی كه با تولید میدان الكتریكی كه با تولید میدان مغناطیسی نیروی چرخشی برای پنكه یا سی دی رام تولید می كنند. موتور بخار هم به طور مشابه كار می كنند. ولی موتور موشك از لحاظ ساختار متفاوت است. موتور موشك ها موتورهای واكنشی هستند.اساس كار موتور موشك برپایه ی قانون معروف نیوتون است كه می گوید: "برای هر كنش واكنشی وجود دارد به مقدار مساوی ولی درجهت مخالف آن". موتور موشك نیز جرم را در یك جهت پرتاب می كند و از واكنش آن در جهت مخالف سود می برد. البته تصور این اصل (پرتاب جرم و سود بردن از واكنش) ممكن است در ابتدا كمی عجیب به نظر بیاید، چرا كه در عمل بسیار متفاوت می نمایاند. انفجار، صدا و فشار چیزهایی است كه در ظاهر باعث حركت موشك می شود و نه "پرتاب جرم".
در زمستان سال ۱۳۷۲ ، معدن کاران به هنگام خاکبرداری و استخراج نمک از معدن زیر تپههای این منطقه ، با نیم تنه یک جسد مواجه شدند . این جسد که دارای ریش و موی بلند و حلقهٔ گوشوارهای از جنس طلا در گوش چپ بود شامل یک ساق پا درون چکمهٔ چرمی ، سه قبضه چاقو ، شلوارک ، شی نقرهای ، قلاب سنگ ،قطعات طناب چرمی ، سنگ ساب ، یک عدد گردو ، قطعات سفال و چند تکه پارچه منقوش و قطعات خرد شده استخوان بود. جسد مزبور در اواسط یکی از همین تونلها که حدود ۴۵ متر طول داشت ، بدست آمد.
1- كسانی خوشبخت هستند كه فكر و اندیشه شان
بسوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان است. (استوارت میل)
2- آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل
شود كه همهی انسانها برابرند. (مارتین لوتركینگ)
3- بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت
زندگی كنی. (رودی)
4- قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ بروید.
اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)
5- بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست
و درانسان چیزی بزرگتر از فكر او. (همیلتون)
6- عمر آنقدر كوتاه است كه نمیارزد آدم حقیر
و كوچك بماند. (دیزرائیلی)
7- چیزی ساده تر از بزرگی نیست آری ساده بودن
همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
8- به نتیجه رسیدن امور مهم ، اغلب به انجام
یافتن یا نیافتن امری به ظاهر كوچك بستگی دارد. (چاردینی)
9- آنكه خود را به امور كوچك سرگرم میكند
چه بسا كه توانای كاهای بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)
10- اگر طالب زندگی سالم و بالندگیرو می
باشیم باید به حقیقت عشق بورزیم. (اسكات پك)
11- زندگی بسیار مسحور كننده است فقط باید
با عینك مناسبی به آن نگریست. (دوما)
12- دوست داشتن انسانها به معنای دوست داشتن
خود به اندازه ی دیگری است. (اسكات پك)
13- عشق یعنی اراده به توسعه خود با دیگری
در جهت ارتقای رشد دومی. (اسكات پك)
14- ما دیگران را فقط تا آن قسمت از جاده
كه خود پیمودهایم میتوانیم هدایت كنیم. (اسكات پك)
15- جهان هر كس به اندازه ی وسعت فكر اوست.
(محمد حجازی)
16- هنر كلید فهم زندگی است. (اسكار وایله)
17- تغییر دهنرگان اثر گذار در جهان كسانی
هستند كه بر خلاف جریان شنا میكنند. (والترنیس)
18- اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی
بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)
19- روند رشد، پیچیده و پر زحمت است و در
درازای عمر ادامه دارد. (اسكات پك)
20- در جستجوی نور باش، نور را مییابی.
(آرنت)
استاد
مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون
هیچ کلمه ای، یک شیشه ی خالی بسیار بزرگ رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ
گلف کرد. بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند.
سپس استاد
ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد.
سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان
پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره
استاد ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی
رو پر کردند. او یکبار دیگر پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند:
"بله"
استاد
دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد.
"در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!همه دانشجویان خندیدند.
چکیده
داده
کاوی فرآیندی تحلیلی برای کاوش داده های طراحی شده است،که در جستجوی الگوهای سازگار،
یا روابط سیستماتیک بین متغیرها است، و سپس به تائید این یافته ها با استفاده از الگوهای
تشخیص داده شده می پردازد. استخراج اطلاعات مناسب از میان انبوه دادهها و تبدیل آنها
به دانش مورد نیاز سازمانها، بویژه در تصمیمگیریهای سازمانی٬ نیازمند استفاده از
روشهای نوین در این حوزه است. داده كاوی یكی از این ابزار و رویكردهاست كه در فضای
مدیریت دانش سازمانها به كشف دانش از پایگاه داده ها كمك میكند. این مقاله به بررسی
ویژگی های منحصر بهفرد این حوزه از فناوری و تکنیکهای استفاده از آن را نشان می دهد.