ایرانیکا - تعلیم و تربیت از دید ارسطو

شرکت های ایران

آرشیو موضوعی

آخرین پست ها

اخبار خودرو

آرشیو

صفحات جانبی

لیست آخرین رویدادها

کتاب و نشریات

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نمایشگاه ها | همایش ها | کنفرانس ها | سمینارها

سایت صنعت ایران

تعلیم و تربیت از دید ارسطو

ارسطو (384 ـ 322 ق. م) در شمال یونان متولد شد. پدرش، نیكوماخوس ، پزشك دربار بود. از همین‌رو، مبانی اولیه علمی ارسطو را نزد خود پایه‌ریزی‌كرد و پس از آن در حدود هفده‌سالگی وی را برای ادامه‌تحصیل به آتن فرستاد. ارسطو از حدود سال 367 ق. م. به مدت بیست‌سال و تا پایان ‌عمر افلاطون در آكادمی فلسفه آتن مشغول فراگیری‌ فلسفه شد. از این‌رو سخت تحت تأثیر افلاطون و نفوذ وی قرار داشت. از دست نوشته‌های ارسطو در این دوران چیز زیادی در دست نیست. ارسطو پس از مرگ افلاطون، آكادمی را ترك كرد و به دعوت هرمیاس ، حاكم آترنه، به ساحل آسیای صغیر سفر كرد. سفر بعدی وی به دربار فیلیپ و برای تربیت اسكندر در حدود سال‌های 342 ـ 339 ق. م. بود و در سال 335 ق. م. به آتن بازگشت و لوكیوم را برای تدریس فلسفه تأسیس كرد. از آنجا كه ارسطو به هنگام تدریس راه می‌رفت و فلسفه درس می‌داد، مذهب او را «فلسفه مشائی» نامیده‌اند. او در لوكیوم همه شاخه‌های علمی روز مانند فیزیك، متافیزیك، منطق، اخلاق، بیولوژی، سیاست، علوم بلاغی و هنر را به بحث گذاشت و در شصت و دو سالگی، یعنی یك سال پس از مرگ اسكندر، با فلسفه بدرود گفت (کاپلستون، ج1، 1375، صص318-307).


فلسفه ارسطو:

ارسطو شاگرد افلاطون در کتاب خود "متافیزیک" به بررسی هستی همان طور که هست یرداخته است. او در این کتاب از افلاطون انتقاد کرده که وی نه به مفهوم هستی یرداخته و نه به علت هستی. ارسطو در این کتاب، طبیعت را هر آن چه اصل حرکت و سکونش را داراست می‌داند. بررسی ثبات و نهایت از دیگر موضوعات مطرح شده در این کتاب است. ارسطو به این اشاره می‌کند که برخی اندیشمندان حرکت در هستی را نفی می‌کردند، هراکلیت دیگر فیلسوف یونانی حرکت را در نظر گرفته بود و افلاطون ثبات در ایده را مطرح کرده بود. ارسطو انتقاد می‌کند که افلاطون حرکت را به عنوان علت تغییر در هستی قبول نداشت و از نظر ارسطو،‌ ثبات در دیدگاه یارمنیدس یک یرسیکتیو شوم برای فیزیک است

ارسطو علت را امری معرفی می‌کند که به‌نحوی از انحاء در ایجاد امر یا شی‌ء دیگر مؤثر باشد. او چهار علت برای هستی قائل بود: علت مادی، یا ماده، چیزی است که موجود از آن ساخته می‌شود؛ علت صوری، یا صورت، هیئتی است که به شی‌ء داده می‌شود؛ علت فاعلی، عبارت از عامل موجده‌ای است که فعل، یا حرکت از قوه به فعل را فراهم می‌کند؛ علت غایی، به امری اشاره دارد که به‌خاطر آن معلول به‌وجود می‌آید، یا شامل جهتی است که شی‌ء به آن گرایش دارد (گوتک، 1380، ص52).

ارسطو متافیزیک را به عنوان دانش بررسی «بودن» یا «هستی» برای بشر ممکن می‌دانست. نوشته‌های او درباره متافیزیک در کتابی به همین نام توسط شاگردانش گردآوری شده است (نقیب‌زاده، 1372، ص145). او هر دانشی را در حوزه مربوط به ویژگی‌های خودش مطرح کرد که بررسی گونه‌ها،‌ ویژگی‌ها و تقسیم‌بندی‌ها را در بر می‌گیرد ولی هستی این‌طور نیست وگرنه ویژگی‌هایی پیدا می‌کرد که او را از گونه‌های دیگر جدا می‌کرد درحالی که هستی همه چیز را در بر می‌گیرد.

او نخستین بار به تقسیم‌ دانش‌ها پرداخته و آنها را به سه بخش می‌کند:

دانش نظری که مقصدش شناسایی یعنی پی‌بردن به حقیقت چیزهاست و دارای سه بخش متافیزیک، ریاضیات،‌ و طبیعیات است؛ دانش عملی که برای راهنمای کردار آدمی است؛ دانش سازنده (تولید کننده) که در حوزه هنرهای زیباست (نقیب‌زاده، 1372، ص144) 

ارسطو در آغاز کتاب اخلاق خود می‌گوید که هر کاری برای دست‌یابی به مقصودی است. و شناخت برترین مقصد برای انسان بسیار مهم است. او این مقصد نهایی را همانا نیکبختی می‌داند. او برای تشریح مفهوم نیکبختی به بحث درباره روان انسان و توانایی‌های آن وارد می‌شود. او نیکبختی را فعالیت مطابق با هنر تعریف می‌کند (نقیب‌زاده، 1372، ص29)

نظریه اخلاقی ارسطو نوعی میانه‌روی در صفات انسانی است. خودداری از هرگونه افراط و تفریط یا زیاده‌روی و کوتاهی به عنوان برترین هنر اخلاقی محسوب می‌شود. به‌عنوان مثال شجاعت، فضیلتی میان دو صفت نادرست ترس و تهور استارسطو از صفات اخلاقی پسندیده‌ای همچون آزادگی، بخشندگی، و مهربانی نام می‌برد لیکن عدالت را برترین صفت اخلاقی برمی‌شمارد (کاپلستون، ج1، 1375، صص384-383)

تعلیم و تربیت از دیدگاه ارسطو:



هدف اساسی تعلیم و تربیت از دیدگاه ارسطو پرورش قوه عقل انسان به منظور فعلیت بخشیدن آن است. او دلیل وجودی هر انسانی را شناخت، پرورش و به‌کار بستن قوای عقلانی خویش معرفی می‌کند. بزرگترین منبع سعادت آدمی در پرورش فعالانه قوای عقلی او نهفته است که موجب خودشکوفایی، خودپروری و استکمال انسان است. از نظر او، هنگامی که عقل بر اعمال آدمی حکومت کند وی قادر می‌شود که میانگینی بین سرکوب امیال از یکسو و بی‌بندوباری یا افراط در عواطف و شهوترانی از سوی دیگر باشد (گوتک، 1380، صص56-55)

در تربیت انسان با فضیلت و نیک سه عامل یعنی سرشت (طبیعت)، عادت و خرد در کار است و سعادت در هماهنگی این سه عامل و سرانجام شکوفایی خرد است (کاردان، 1381، ص35)

ارسطو معتقد بود که برنامه درسی بایستی با الگوهای رشد و کمال آدمی همخوانی داشته باشد. او دوران تربیت را از زمان تولد تا 21 سالگی به سه مرحله تقسیم کرده بود: مرحله خردسالی(هفت سال اول)، مرحله کودکی(هفت سال دوم)، مرحله نوجوانی(هفت سال سوم). او درباره هریک از این مراحل بحث کرده و روش و برنامه درسی خاصی را پیشنهاد می‌کند (کاردان، 1381، ص37-36)

پرورش ارزش‌های والای اخلاقی، ورزش و فعالیت‌های جسمانی در مرحله اول، آموزش مقدمات ریاضی و خواندن و نوشتن در مرحله دوم، ریاضیات و موسیقی، دستور و ادبیات زبان، معانی و بیان، فیزیک و روانشناسی و زیست شناسی، منطق و مابعدالطبیعه در مرحله سوم، از برنامه‌هایی بود که یادگیری آنها را برای هر انسانی ضروری می‌دانست (گوتک، 1380، صص57-56)

تهیه و تنظیم : ایوب محمودی لاری
منبع : خانه فلسفه 

چاپ و بسته بندی

لینکستان

دانستنیها

اخبار و مقالات علمی

درباره وبلاگ

مقالات فنی و مهندسی
زندگینامه دانشمندان
مطالب آموزشی
مطالب عمومی
داستان های زیبا
مقالات علمی
سخنان بزرگان
سخنان مشاهیر
مدیر وبلاگ : سایت ایرانیکا

لینکدونی

جستجو

نظرسنجی

  • کدام یک از موضوعات وبلاگ بیشتر مورد علاقه شماست؟








----- banner place -------

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic