|
توماس جفرسن
موقعي كه براي انتخابات دوره ي آينده به تعيين نامزدها پرداختند، مجالس مقنّنه ي هشت كشور (ايالت) مجدداً جفرسون را كانديد كردند كه دفعه سوم نيز به رياست جمهوري انتخاب گردد . ليكن قبل از آنكه ساير كشورها (ايالات) نيز او را كانديد كنند. جفرسون اعلام كرد كه به هيچ وجه حاضر نيست براي سومين بار رئيس جمهور شود و دليل امتناع خود را از قبول اين مقام چنين اعلام داشت كه هرچند در قانون اساسي منعي در اين باب وجود ندارد، ليكن چنين محدوديتي عملاً واجب و لازم است كه در غير اينصورت رياست جمهوري ممكن است شغلي دائم و يا حتي موروثي گردد. از اين رو نفع دموكراسي در اين است كه دوره ي رياست جمهوري عملاً به دو دوره محدود گردد، و در اين زمان جفرسون 66 سال داشت.
جفرسون پس از كنارگيري از كار دولتي در مونتي سلو به زراعت مشغول شد. امّا چند روز نگذشته بود كه چند تن از جوانان نزد او آمدند و راجع به تحصيلات خود با او مشورت كردند. جفرسون گفت بايد برنامه و در س شما را ببينم، پس از بررسي برنامه هاي آنها و راهنمائي هاي لازم گفت: فراموش نكنيد كه هدف نهائي و منظور نهائي از كسب معارف و علوم آزادي و سعادت بشر است.
هنگامي كه جفرسون با دانشجويان جوان درباره ي تعليم و تربيت بحث مي كرد، نقشه اي كه از ساليان دراز همولره از خاطر مي پرورانيد بيش از بيش شدّت يافت. از ايّام جواني كه در مجلس ويرجينيا عضويّت داشت براي برقرار كردن و فراهم كردن وسايل تعلم و تربيّت عمومي در تمام مراحل از دبستان تا دانشگاه مبارزه كرده بود. امّا با وجود مساعدت اوضاع به دليل مخالفت سران و رهبران محافظه كار ويرجينيا نقشه ي وي پيشرفت زيادي نكرده بود. در اين موقع بخاطر وي رسيد كه در راه اجراي آن قسمت از نقشه ي خودش كه مربوط به تاسيس دانشگاه است جد و جهد و تلاش نمايد و وسايل آن را فراهم سازد.
در سال 1814 يك روز صبح كه سواره از دامنه ي تپه اي پائين مي آمد، به دبيرستان نزديك منزلش رسيد. اتفاقاً در آن ساعت جلسه ي هيئت مديره تشكيل مي شد و چون با شكل روبرو شده بودند وقتي جفرسون را ديدند بخصوص رئيس هيات مديره از او دعوت كرد كه در جلسه شركت كند و از نظر فكري به ايشان كمك كند. جفرسون هم دعوت ايشان را پذيرفت و در جلسه شركت كرد، پس از شنيدن مطالب ايشان، عقايد خود را درباره ي تعليم و تربيّت بيان كرد و گفت چرا اين دبيرستان كوچك را به يك دانشگاه تبديل نمي كنيد؟
طولي نكشيد كه جفرسون اعضاء هيات مديره را قانع كرد كه همگي دانشگاه Centerel College را تاسيس كردند.
با اينكه جفرسون در اين زمان بدهكار بود هزار دلار به رسم اعانه پرداخت كرد، سه سال بعد ساختمان اين دانشگاه روبه اتمام بود. از طرفي بر اثر سعي جفرسون و دوستانش قانوني راجع به تاسيس يك دانشگاه ملّي از تصويب مجلس گذشت.
جفرسون فوراً Centerel College را به ايالت اهداء نمود بشرطي كه پايه و اساس دانشگاه ملّي شود اين اقدام دو فايده داشت، يكي آنكه قسمتي از ساختمان دانشگاه ساخته شده و از اين رو هزينه ي دولت تقليل پيدا مي كرد، دوّم آنكه دانشگاه در همان محلّي كه جفرسون مايل بود يعني نزديك منزلش ساخته مي شد.
در اثر ابن اقدام جفرسون، مردم نيز كمك كردند، گرچه عدّه اي مايل بودند كمك كنند تا دانشگاه در محلّ ديگري تامين شود، امّا همگي حق را به جفرسون 74 ساله دادند، زيرا ديده بودند آو 40 سال براي تاسيس اين دانشگاه و بهسازي آموزش و پرورش ويرجينيا تلاش كرده بود.
نخست فكر جفرسون متوجّه آراستگي ظاهر دانشگاه گرديد. او نمي خواست ساختماني بدون نقشه و در هم ساخته شود. عقيده داشت همانطوري كه فكر سالم در بدن سالم است در دانشگاه نيز محاسن تعليم و تربيّت زماني تامين خواهد شد كه نيازهاي آن آراسته و با شكوه باشد.
او جمال و جلال ظاهري هر دستگاهي را موجب حظ بصرو تقويّت فكر مي دانست و مي گفت جلوه ظاهري دانشگاه سبب مزيد اعتبار و جلب استادان معروف جهان خواهد شد و دانشجويان نيز از مشاهده ي ابنيه و عمارات مجلل به زيبائي معماري كلاسيك پي خواهند برد. براي اين منظور جفرسون يكبار ديگر توجّه خود را به كتاب معماري ((پلاديو)) كه مانند كتاب هاي آسماني نزد او مقدس بود، معطوف داشت.
نقشه ي جفرسون اين بود كه مي گفت: دانشگاه بايد داراي ساختمان هاي متعدد باشد از جمله اينكه استادان بايد براي خود اتاق ويژه اي داشته باشند، استادان بايد در همان محدوده دانشگاه سكونت كنند لذا خانه ي استادان بايد در محوطه ي دانشگاه نباشد، دانشجويان بايد به راحتي تز دانشگاه به دانشگاه ديگري بروند. در معرض باد و باران قرار بگيرند راهروه هاي بين دانشگاه ها بايد سقف داشته باشد . منزل شاگردان بايد حتي المقدور در اطراف محلّ سكونت استادان باشد.
ساختمان دانشكده زبان لاتين ويونان، تاريخ قديم و هنرهاي كلاسيك بايد به سبك پانتئون رم ( Roman Pantheon ) يعني معبد خدايان ساخته شود. هر يك از ده غرفه به شكل يكي از بناهاي معروف قديم از قبيل مارسلوس ( Marcellus)) يا گرمابه هاي امپراطور ديو كليسيان (Diocletiam) يا معبد الهه ي بخت و غيره بنا گردد. در اينگونه ساختمان ها دانشجويان رشته هاي كلاسيك بهتر به مفهوم دروس خود پي مي برند و موضوعات مختلف در نظرشان مجسم مي گردد.
|