|
كارل فون لين نه (Karlvon linne )
در سال 1707 در ناحيه اسمولاند (Smeland ) از يك خانواده سوئدي برخواست
پدرش مردي روحاني بود امّا بر خلاف روحانيان مسيحي، اصرار داشت كه فرزندش طبيعت شناس بار بيايد. و مستقيما از راه مشاهده به شناخت واقعيت نايل آيد.
در آن زمان راه و رسم دانش آموزي چنان بود كه مي پنداشتند پيشينيان مخصوصا ارسطو همه دانستنيها را دريافته اند واز اين رو فقط با مطالعه آثار ايشان انجام وظيفه بنمايند.
ايشان تصور نمي كردند كه به سبب بيكران بودن هستي، دانسته ها نسبت به نا دا نسته ها همچون يك قطره نسبت به درياست و نه ارسطو و نه هيچ كسي نمي تواند در علوم حرف آخر را بزند. لذا كارلوس به بركت توصيه پدرش از نخستين سالهاي زندگي عاشق و دلباخته طبيعت، مخصوصا گلها و گياهان شد. چنان در اين مسير ثابت قدم و تلاشگر بود كه توانست دوهزاروپانصد صفحه مطلب نو و ماندگار درباره گياه شناسي به جهان بشريت تقديم نمايد و در واقع دانش گياه شناسي را پايه گذاري كند.
وي سخن هيچيك از پيشينيان را وحي منزل ندانست. خود در مورد هر گياهي تحقيق مي كرد.
از همان اوان كودكي بسياري از درختها و بوته ها و جلوه هاي ديگر طبيعت را شناخت، چنانچه وقتي به مرحله جواني قدم نهاد از گياه شناسان ورزيده چيزي كم نداشت، همواره با اين وجود بجاي بسط و گسترش دانش خود همواره تلاش مي كرد.
در يكي از روزهاي بهاري سال 1729 به شهر اوپ ساله (Upsala) رفته بود. در باغ گياه شناس دانشگاه آن شهر به يكي از استادان گياه شناس به نام سل سپوس (Olag Celsiws) برخورد كرد. استاد وقتي استعداد ميهمان تازه وارد را شناخت، سخت شادمان شد. او را به خانه خود برد و كتابها و مراجع علمي خود را در اختيار جوان قرار داد واز او به عنوان دستيار خود دعوت كرد، لي نئوس هم به پاس احترام، رساله خود را در باب توليد مثل گياهان به او تقديم كرد.
اين رساله چنان عميق و دقيق بود كه استاد آن را به نظر اولوف رود بك (Olof Rudbech)
استاد برجسته دانشگاه اوپ ساله رسانيد و از او خواست كه جوان را براي مطالعات بيشتر در امر گياه شناسي ياري كند.
در سال 1732 لي نئوس متوجه شد بر آنچه تا آن زمان درباره گياهان در كتابها نوشته شده است، آگاهي دارد، لذا سفر علمي خود را آغاز كرد تا گياهان ناشناخته را بشناسد، او با رنج و تلاش فراوان و روبرو شدن با مخاطرات زياد خود را به دور افتاده ترين نقاط اطراف لاپ لاند (Lappland ) رسانيد، اين مسافرت علمي در تاريخ پژوهشهاي علمي اروپا بي نظير است.
شش ماه به طول انجاميد كه در آن لي نئوس گاهي از خورد و خوراك محروم بود ولي موفق شد، با دقت و نظم استثنائي در توصيف و رده بندي سرزمين ها و گياهان و جانوران و مردم لاپ لند همت گمارد و آگاهي هاي جديدي را به علاقه مندان علم تقديم نمود.
پس از بازگشت از اطراف لاپ لند، به مدت سه سال يافته هاي خود را تنظيم كرد. و طوري موقعيت منطقه را از نظر زمين شناسي، بوم شناسي، گياه شناسي، جانور شناسي و انسان شناسي تقسيم بندي كرد كه از يك سو زمامداران سوئد اهميت اقتصادي لاپ لند را دريافتند و براي بهبود وضع منطقه تلاش كرد و از سوي ديگر دانش پژوهان از اين منبع بزرگ علمي به سود پيشرفت علم بهره بردند.
آوازه گياه شناس جوان از مرزهاي سوئد فراتر رفت به طوري كه دانشمندان آلمان و انگليس از تحقيقات وي بهره جستند. و حكومت سوئد از وي خواست تا منطقه دالارنا (Dalarna) را مورد مطالعه و تحقيق قرار دهد.لي نئوس در سال 1735 اين تحقيق را به پايان رسانيد، در بيست و هشت سالگي از دختر يكي از خانواده هاي سرشناس خواستگاري كرد. امّا پدر خانواده را مشروط به تحصيلات عالي لي نئوس در رشته پزشكي كرد.
لي نئوس ناگذير پذيرفت و از سوئد به هلند رفت و چند سال تلاش و كوشش فراوان كرد و به اخذ درجه دكترا در رشته پزشكي نايل آمد. اما همزمان از مطالعات خود در گياه شناسي غافل نبود. آثار علمي او چنان اهميتي مي داد كه در سراسر اروپا معروف شد، گوته انديشمند ادب آفرين آلمان او را ستود، دانشگاه انگليس آكسفورد به او كرسي استادي عرضه كرد، پادشاه اسپانيا او را به كشور خود دعوت كرد.
دكتر لي نئوس ترجيح داد از هلند به كشور خود باز گردد. و خود را وقف درمان بيماران بي نوا و پژوهش علمي كند. سوئد مقدم او را گرامي داشت، درياداري سوئد بهداري خود را به او سپرد و مدتي بعد ملكه سوئد او را پزشك ويژه خود گردانيد. با اين همه لي نئوس خود را گياه شناس مي دانست و به همين دليل باغ نمونه وسيعي بوجود آورد و مشغول تجربه شد.
باغ او كانون دانشجويان و دانش پروران اروپا بود. شيفتگان گياه شناسي و دانشوران علاقه مند از نروژ، دانمارك، فلاند، روسيه، آلمان، هلند، انگليس و آمريكا به سوي او شتافتند.
او و همسرش از كمك هاي ملكه سوئد بهره مي جستند و از دانشجويان بي بضاعت پذيرائي مي كردند و بدين ترتيب كانون علمي بزرگي را بوجود آوردند. وليعهد سوئد گياهان گرم سير آسيا را براي لي نئوس فراهم آورد، ملكه روسيه گياهان كم ياب سيبري را براي او فرستاد، ناخداهاي كشتي هاي سوئدي براي او گياهان مناطق دور افتاده را به ارمغان مي آوردند.
لي نئوس شاگردان و ميهمانان دانشور خود را به كشتزارها و جنگلها مي برد و ضمن گردش و قدم زدن مطالب علمي را براي ايشان بيان مي كرد. گاهي شاگردان وي از شدت هيجان فرياد مي زدند (زنده باد علم، زنده باد لي نئوس )،
باري لي نئوس پادشاه گلها لقب گرفت و نام خود را در تمام قرون و اعصار جاودان ساخت.
|