|
علی عليه السلام مردی بود كه بيش از هر كسی وارد اجتماع میشد و فعاليت
اجتماعی و توليد ثروت میكرد ، ولی ثروت در كفش قرار نمیگرفت ، ثروت
را اندوخته و ذخيره نمیكرد كدام كار توليدی مشروع است كه در آن زمان
وجود داشته و علی عليه السلام انجام نداده است ؟ اگر تجارت است او عمل
كرده ، اگر زراعت و باغداری و درختكاری است ، او انجام داده ، اگر حفر
قنوات است ، اگر سربازی كردن است ، او انجام داده است .
ولی در عين حال كه همه اينكارها را میكرد ، زاهد
بود اتفاق میافتاد كه میرفت در آن باغستانهای مدينه كه مربوط به اهل
كتاب و غير مسلمانان بود و برای آنان كار میكرد ، خدمت میكرد ، مزد
میگرفت و بعد مزد او بود كه تبديل به نان میشد به خانه اش گندم میآورد
، جو میآورد و صديقه طاهره سلام الله عليها با دست خودش آنها را آرد
میكرد ، میپخت و در عين حال وقتی كه به محتاجی ، به مسكينی ، به يتيمی ،
به اسيری برخورد میكردند فورا او را بر خودشان مقدم میداشتند اين بود
معنی زهد علی عليه السلام ، شما اين جور زاهد را پيدا بكنيد .
زهد علی عليه السلام همدردی بود همدردی ، انسانيت است او از حق صد
درصد مشروع خودش هم استفاده نمیكرد برای خودش به اندازه يك سرباز فقط
از بيت المال حقوق قائل بود ، ولی در همان هم قناعت میكرد ، حاضر نبود
با شكم سير بخوابد چرا ؟ چون دل و وجدان و قلب زنده اش به او اجازه
نمیداد میفرمود : « او ابيت مبطانا و حولی بطون قرثی ، و اكباد حری ، او
اكون كما قال القائل : »
و حسبك داء ان تبيت ببطنة
و حولك اكباد تحن الی القد
آيا من با شكم سير بخوابم ( از چه غذائی ؟ از غذای مشروع خودش ، باز هم
حاضر نبود با شكم سير بخوابد میگفت در اطراف من شكمهای گرسنه وجود
دارند ) در حالی كه از اطراف من شكم گرسنه هست ؟ من
نمیتوانم با شكم سير بخوابم
.
نه تنها همسايه ديوار به ديوار را میگفت ، بلكه
میگفت : « و لعل
بالحجاز او اليمامة من لا طمع له فی القرص ». شايد در
حجاز گرسنه
ای باشد كه اين قرص نان گيرش نيايد ، شايد در يمامه ، كناره های
خليج
فارس گرسنه ای باشد كه همين قرص نان هم گيرش نيايد ، چطور من با شكم
سير بخوابم ؟ اين است معنی زهد كه نظير اين را اگر پيدا كرديد انسانيت
به
آن افتخار میكند ، نه اين مردگی كه ما داريم كه اسم بیعرضگی و مردگی و
بیحركتی خودمان را زهد گذاشته ايم اين زهد نيست زهد ، زهد علی عليه
السلام است.
كتاب احياء تفكر اسلامي
شهيد مرتضي مطهري
|