فشار
Pressure
بنابر
تعریف نیروی وارده بر واحد سطح رافشار می گویند. اگر نیرویی برابر با Fبر سطحی معادل A اثر كند، فشاری معادل P بر
آن وارد می سازد که از این رابطه بدست می آید.
P=
F/A
فشار
جو
كره
زمین توسط جو خود پوشانیده شده است كه ارتفاع آن به حدود ٨٠ كیلومتر می رسد، از آن
جائی كه هوا دارای وزن می باشد لذا ستون هوا به ارتفاع فوق، فشاری بر زمین و سایر اجسام
وارد می سازد كه آن را فشار جو (فشار اتمسفر) می نامند.
فشار جو برحسب ارتفاع محیط، درجه حرارت، رطوبت هوا و ... متفاوت بوده ومقدارآن در سطح دریا معادل psia ١٤,٦٩٦(با تقریب كافی psia١٤,٧ ) معادل ٧٦ سانتی متر جیوه می باشد، بدیهی است كه فشار جو با افزایش ارتفاع، كاهش می یابد .
| کمپرسور پیستونی ( Reciprocating Compressor ) |
|
كمپرسور به ماشینی اطلاق می شود كه از آن برای افزایش فشار سیالات تراكم پذیر (گازها و بخارات) استفاده می شود. كمپرسور در رفاه زندگی بشری و گسترش صنایع از آنچنان اهمیتی برخورداربوده بنحوی كه امروزه اصطلاحا آن را اسب باركش صنایع می نامند. با گسترش صنایع كه ازنیمه دوم قرن نوزدهم شروع گردید و با رشدی شتابان قرن بیستم را پشت سر گذاشت، بایدانتظار داشت كه این ماشین پر ارزش نقش مهمتری را در قرنی كه بتازگی شروع شده در رفاهبشر و توسعه صنایع بعهده داشته باشد. در اهمیت كمپرسورها همین بس كه دامنه بكارگیریاز آن در شاخه های مختلف صنایع، پزشكی، لوازم خانگی و غیره بسرعت در حال توسعه بوده،بطوری كه امروزه حضور آن در جای جای جوامع بشری بشدت بچشم می خورد كه عمده ترین آنهاعبارتند از وسائل خانگی (یخچال، فریزر، كولر گازی،جاروبرقی)، تجهیزات پزشكی (دریلهایدندانپزشكی، هوای مورد استفاده در بیمارستانها) صنایع هواپیمائی (تأمین هوای فشردهبرای موتور توربین) و صنایع (تامین هوای فشرده برای سیستم های پنوماتیكی، میعان گازها،ذخیره سازی گاز و...). شرایط بهره برداری از كمپرسو رها در صنایع از چنان دامنه وسیعیبرخوردار است كه امروزه انواع مختلف كمپرسورها در ظرفیت های مختلف و از فشار مكش بسیاركم (خلاء) تا فشار دهش بسیار زیاد (بیش از ٦٠٠٠ بار) بكارگرفته می شود. منبع: پایگاه تخصصی کمپرسور www.comperesor.com منبع: مبانی کمپرسورها – شرکت ره آروران فنون پتروشیمی
|
عنوان : قدمت
آن به سالها قبل از میلاد مسیح برمی گردد؟؟!!
تهیه و تنظیم : پردیس كسرائی
رشد درختان
گردو از سالها قبل در تاریخ ثبت شده است.گفته شده كه یكی از قدیمی ترین منابع از،دانه
های خوراكی می باشد.پوسته های درخت گردو در
فرانسه پیدا شده است كه تاریخ آن به8000 سال قبل یاهمچنین به دوره ًنئولیتیك (عصر نوسنگی
حدود 10 هزار سال پیش) برمی گردد.این تئوری لزوماً با باورهایی كه گردوی نوین اروپایی
درایران نشاًت گرفته و وبوسلهً یونانیها به رم معرفی شده است مغایرتی ندارد..رومیها
آن رایك غذا متناسب برای خدایان درنظر گرفتند.درختان گردوتوسط رومی ها به بریتانیای
بزرگ گسترش یافت ، از زمانهای خیلی قدیم یعنی
100 ها سال قبل از تولد مسیح.
امروزه
گردوها در تعداد زیادی از كشورها رشد كرده اندكه شامل فرانسه، آلمان ،مجارستان ، جمهوری
چكسلواكی سوئیس هندوستان چین وآمریكای شمالی(اساساًكالیفرنیا ،ارگن)همچنین نیوزلند.در
استرالیا صنعت در حال رشد گردو نسبتاًدر مرحلهً
اولیه گسترش می یابد وتفاخر استرالیا دركیفیت
خودگردواست .بعضی از معروف ترین تنوعات
از گردو ها درختان جاگلانس رجیادر(اروپا)ودرختان جاگلانس رجیا(آمریكای شمالی)
هستند.این درختان احتمالاً از جمله بهترین
منابع برای الوار مبلمان واثاث خانه است. متجاوز
از چند دههً گذشته تنوعهای بسیار جدیدی در درختان گردو پا گرفته كه به علت
وضعیتهای آب و هوایی مناسب وتولید بهتر
و بازدهی زودتر است بعلاوه گردوها خصوصیت
های ویژه ازقبیل آسانتر شكسته شدن را (هم)
كسب می كنند.
پیرمردی تنها در مزرعه ای زندگی می كرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این كار خیلی سختی بود. تنها پسرش كه می توانست به او كمك كند در زندان بود.
پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را
برای او توضیح داد:
«پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بكارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت همیشه زمان كاشت محصول را دوست داشت. من برای كار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشكلات من حل می شد. من می دانم كه اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر.» چند روز بعد، پیرمرد این نامه را از طرف پسرش دریافت كرد: «پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان كرده ام.» صبح فردای آن روز، مأموران و افسران پلیس محلی وارد مزرعه شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینكه اسلحه ای پیدا كنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت كه چه اتفاقی افتاده است؟ پسرش پاسخ داد: «پدر برو و سیب زمینی هایت را بكار. این تنها كاری بود كه از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.»
گرم شدن کلی کره زمین، به معنای افزایش میانگین دمای سطح زمین است. از اواخر سالهای 1800، میانگین دمای کلی 4/0 تا 8/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته است. بسیاری از کارشناسان پیش بینی کرده اند که میانگین دمای زمین در سال 2100، 4/1 تا 8/5 درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت. این مقدار افزایش، بیشترین مقداریست که ظرف هزار سال اخیر، برای زمین پیش آمده است.
دانشمندان
نگران این مشکلند که انسانها و اکوسیستم های طبیعی نتوانند خود را با این تغییرات سریع
آب و هوایی وفق دهند. اکوسیستم شامل ارگانیزمهای زنده و محیط فیزیکی در یک محدوده مشخص
است. این گرم شدن عمومی می تواند منتج به ضررهای
فراوانی شود، به همین دلیل کشورهایی در سراسر جهان، به منظور کنترل این بحران، قراردادی
را به نام پروتوکل کیوتو ( Kyoto ) طرح کرده اند.
دلایل
افزایش دمای سطح زمین
کارشناسان
هواشناسی گرم شدن هوا را از سالهای 1800، آنالیز کرده اند. اغلب آنها به این نتیجه رسیده اند که فعالیتهای
انسانی عامل اصلی این گرم شدن هوا است. فعالیتهای انسانی با افزایش خاصیت گلخانه ای
زمین در گرم شدن زمین دخالت دارد. اثر گلخانه ای، سطح زمین را در فرایند پیچیده ای
که با همراهی نور خورشید، گازها و ذرات موجود در اتمسفر صورت می گیرد، گرم می کند.
گازهایی که گرما را در اتمسفر زمین نگه می دارند یا اصطلاحا به دام می اندازند، گازهای
گلخانه ای نامیده می شوند.
اصلی
ترین فعالیت انسانی که منجر به گرمای زمین می شود، سوزاندن سوختهای فسیلی (زغالسنگ،
نفت، گاز طبیعی) و از بین بردن جنگلها است. بیشتر سوخت فسیلی در اتومبیلها، کارخانه
ها و نیروگاهها به مصرف می رسد. سوزاندن این سوختها گاز دی اکسید کربن با علامت اختصاری
CO2 تولید می کند. CO2 از گازهای گلخانه ایست که روند فرار گرما از جو به فضا
را بسیار کند می کند. درختان و دیگر گیاهان در روند فتوسنتز، گاز CO2 را از هوا جذب می کنند. با از بین بردن گیاهان، میزان
گاز CO2 در هوا افزایش می یابد. تجزیه شدن گیاهان نیز منجر به
افزایش این گاز می شود.
گروه
کمی از دانشمندان معتقدند که افزایش گازهای گلخانه ای عامل اصلی این افزایش دما نیست
بلکه افزایش انرژی تابیده شده از خورشید عامل اصلی می باشد. اما بیشتر کارشناسان هواشناسی
تاثیر این عامل را در روند افزایش دمای عمومی کره زمین بسیار ناچیز می دانند.
علم کوششی
است برای آنکه گوناگونی آشفته ی تجربه ی حسی ما را به دستگاهی فکری که از نظر منطقی
یکنواخت است مرتبط سازد. در این دستگاه تجربه های منفرد باید به گونه ای با ساخت نظری
ارتباط یابند که هماهنگی حاصل از آن یگانه و قانع کننده باشد. تجربه
های حسی امور معلوم و داده شده هستند،ولی نظریه ای که آنها را تفسیر می کند ساخته ی
فکر بشر است. این نظریه حاصل فرایند تطابقی است سخت دشوار و مبتنی بر فرض که هیچ گاه
کاملا نهایی نیست و همیشه محل تردید و سوال است. راه علمی
ساختن مفاهیم با روشی که در زندگی روزمره بکار می بریم متفاوت است،اما این تفاوتی اساسی
نیست.این تفاوت فقط در تعریف دقیقتر مفاهیم و نتایج و در انتخاب نظم یافته تر و ساعیانه
تر مواد آزمایش و درصرفه جویی منطقی بیشتر است. آنچه
ما فیزیک می دانیم شامل آن دسته از علوم طبیعی و تجربی است که قابل محاسبه است و از
این جهت به ریاضیات ارتباط می یابد اما براستی که تمام فیزیک این نمی تواند باشد.